اسكندر بيگ تركمان
170
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر خوشنويسان كه در آن عصر فريد زمان بودند از زمرهء خوشنويسان كه در آن عصر قلم نسخ بر خطوط ساير استادان كشيده از نستعليق - نويسان جمعى بودهاند كه در آن حين جهان فانى را بدرود كرده بودند از آن جمله مولانا عبدى نيشابورى و مولانا شاه محمود زرين قلم و مولانا دوست هراتى و مولانا رستمعلى خواهرزادهء استاد بهزاد ، منصور حافظ بابا خان تربتى و مولانا مالك ديلمى قزوينى كه سرآمد روزگار و خوشنويسان عصر بودند . بنابراين جمعى كه در قيد حيات بودند ذكر ميرود . اول به اعتقاد اهل هرات و جمهور مردم خراسان و عراق مولانا محمود اسحق سياوشانى است . و ثانى مير سيد احمد مشهدى كه هر دو شاگردان بيواسطهء مولانا مير علىاند در آن عصر نستعليق را بنزاكت و اندام مولانا محمود مذكور ننوشت و اهل هرات خط او را از خط ميرسيد احمد بهتر ميدانند و اعتقادشان آنست كه مولانا مير على را شاهد مدعاى خود ميسازند . شعر خواجه محمود گر چه يك چندى * بود شاگرد اين فقير حقير در حق او نرفت تقصيرى * [ 125 ] گر چه او هم نميكند تقصير هر چه خود مينويسد از بد و نيك * مىكند جمله را بنام فقير گويند خواجه محمود اين قطعه را شنيده گفت مولانا نيك و بد را غلط گفته من آنچه مينويسم بنام او ميكنم اگر واقع باشد هر چند صورت مطايبه و ظرافت دارد اما نهايت بىادبيست اهل مشهد ميرسيد احمد را بهتر ميدانند الحق جناب ميرزا از خوشنويسان بيبديل و قطعه نويس بيقرينه بود و در خراسان و عراق بل تمام آفاق شهرت تمام داشت و اصحاب خط را اعتقاد تمام به خط اوست الحق در اين امر منفرد و از اقران ممتاز بود و خط او اعتبار دارد و قطعه او را به اطراف و جوانب عالم خصوصا هند و ماوراء النهر ميبردند جمعى كثير شاگردى او كرده ازو فيض يافتند اما اواخر تغيير روش داده تصرفات نمود كه پسنديدهء ارباب تميز نبود . ديگرى از نستعليق نويسان مولانا محمد حسين تبريزى وى پسر مولانا عنايت الله است و برادر مولانا محمد على كه ذكر او در زمرهء علماء مرقوم كلك بيان گرديد اگرچه خط نستعليق نويس كه اهل عراق و آذربايجان نوشتهاند در نظر خوشنويسان خراسان زياده اعتبارى ندارد و اين شيوه باهل خراسان مسلم است اما مشار اليه در مشق نستعليق ترقى عظيم كرده بسيار قلم پر مغزى داشت و آنچه از قلم او بر صفحهء مشق ريخته ميشد بىعيب و بىآلايش اصلاح بود ديگر ترقيات عظيم كرده كه اگر امان مييافت قلم نسخ بر خطوط استادان ما تقدم مىكشيد در عالم جوانى كلك حياتش از آسيب قضا سرگشته صحيفهء عمرش از رقوم كامروائى ساده گشت اكنون اگر صفحهء مشقى